صفحه در حال بارگذاری است!
لطفا کمی صبر کنید...
| |
![]() |
![]() |
|
| حـــــــرف هـــــــای یــــــک دل |
|
چقدر زمـونــه بي وفاست ... نمي دونم خدا کجاست ... يکي بياد بهم بگه ... کجاي کارم اشتباست ... گاهي مي خوام داد بکشم ... اما صدام در نمياد ... بگم آخه خدا چرا ... دنيا به آخر نمي ياد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:54 توسط «مهدی» |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نمي دانم تا چه وقت و تا کجا ادامه خواهم داد شايد تا طلوع فردا شايد تا آنسوي شب مي دانم تا خواب شب پره ها راهي نيست مي دانم شب دوباره زنجره ها خواهند خواند مي دانم راهي براي گريز نيست مي دانم قلبي که بخشيده شود بازگشتي دوباره برايش نيست اما نمي دانم تا چه وقت و تا کجا ادامه خواهم داد پس هر شب تو را خواهم خواند شايد باد صدايم را به گوش تو بسپارد نمي دانم ولي من هميشه به انتظار خواهم ماند شايد تا ابد دوباره زمزمه هاي تو را بشنوم شايد تا ابد دوباره تو را ببينم شايد تا ابد...............
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 تیر 1386 |
|
RSS
|